|
به نام حق
آه
کاش مي شد گاه
با خدا در آفرينش هم عناني کرد
ناب نوشين لحظه ها را جاوداني کرد
ساعت 11:30 صبح 12 خرداد ماه 87 است و هوا بس ناجوانمردانه گرم.
وارد دانشکده ادبيات مي شوم، به سمت انجمن علمي حسابداري مي روم ، در انجمن باز است و در اين اتاق کوچک دوستاني را مي بينم که مهرباني و صداقتشان در اين اتاق نمي گنجد، به جرات مي توانم بگويم به وسعت دريا ، دلي پاک دارند.
جمع دانشجويان حسابداري 83 است که همگي به بهانه قبولي آقاي محمد مهدي دانا دور هم جمع شده اند تا پس از مدت ها انتظار !!! شيريني قبولي ارشد همکلاسي ساليان نه چندان دور خود را بخورند.
دقايقي از اين جمع دوستانه نگذشته که چهره هاي خندان و مفتخر اساتيد که به پرورش شاگرداني اين چنين مي بالند وارد مي شوند.آري استاد خادم و استاد دواني پور هستند که به اين دعوت پاسخ گفته اند و اينک در جمع شاگردان خود هستند.
استاد خادم مي گويد خوشحال است که شاهد قبولي شاگردان خود است و موفقيت آنها را در عرصه هاي بالاتر از خداوند خواستار است.
استاد دواني پور هم در حالي که از عدم حضور خود در جشن دانش آموختگي به خاطر پاره اي از مشکلات عذر خواهي مي کند ، مي افزايد : موفقت تنها قبولي در کارشناسي ارشد نيست و موفقيت هر کس ممکن است در آينده در جنبه خاصي اتفاق افتد.
بعد از سخنان شيرين اساتيد به بريدن کيک مي رسيم، انتظار به سر مي رسد و کيک بريده مي شود.جمع صميمي دوستان پس از گپ و شوخي هاي ناتمام ، با هم بودن خود را با فلش هاي دوربين هاي عکاسي ثبت مي کنند تا برگي ديگر به دفتر خاطرات دانشجويان ورودي 83 حسابداري اضافه شود.
بس کنم ديگر
خالي هر لحظه را سرشار بايد کرد از هستي
زنده بايد زيست در آنات ميرنده
با خلوص ناب ترِ مستي
چيست جز اين
نيست جز اين راه
سمانه رئيسي
دانشجوي مديريت بازرگاني

|